تند ترین خطبه ها و نامه های علی در نهج البلاغه

خطبه ۳ (شقشقیه)

شکوه از خلافت عثمان: تا آن که سومی به خلافت رسید. دو پهلویش از پر خوری باد کرده, همواره بین آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود, و خویشاوندان پدری او از بنی امیه به پاخاستند و همواره او بیت المان را بیت المال را خوردند و بر باد دادند, چون شتر گرسنه ای که به جان گیاه بهاری بیفتد, عثمان آن قدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت و شکم بارگی او نابودش ساخت.

روز بیعت, فراوانی مردم چون یال های پر پشت کفتار بود, از هر طرف مرا احاطه کردند, تا آن که نزدیک بود حسین و حسن لگد مال گردند, و ردای من از دو طرف پاره شد. چون مردم چون گله های انبود گوسفند مرا در میان گرفتند. اما آنگاه که به پا خواستم و حکومت را بدست گرفتم جمعی پیمان شکستند و گروهی از اطلاعت من سر باز زده و از دین خارج شدند و برخی از اطلاعت حق سر بر تافتند گویا نشنیده بودند سخت خدای سبحان را که «سراي جاويد ويژه آناني است كه فكر برتري جويي و فساد در زمين را در سر نپرورند، كه سرانجام نيكو مخصوص پرواپيشگان است». آري، به خدا سوگند، پيام الهي را شنيدند و دريافتند، ولي زيبايي دنيا در چشمشان جلوه كرد و دلشان را بربود.

خطبه ۴

من همواره منتظر سرانجام حیله گری شما مردم بصره بودم, و نشانه های فریب خوردگی را در شما می‌نگریستم. تظاهر به دین داری شما, پرده ای میان ما کشید, ولی من با صفای باطن, درون شما را می‌خواندم.

خطبه ۱۳

برسی عوامل سقوط جامعه: شما سپاه یک زن, و پیروان حیوان (شتر عایشه) بودید, تا شتر صدا می‌کرد می‌جنگیدید, و تا دست و پای آن قطع گردید فرار کردید. اخلاق شما پست و پیان شما از هم گسسته دین شما دورویی, و آب آشامیدنی شما شور و ناگوار است. کسی که میان شما زندگی کند به کیفر گناهش گرفتار می‌شود و آن کس که از شما دوری گزیند مشمول آمرزش پروردگار می‌گردد. گویا مسجد شما را می‌بینم چون سینه کشتی غرق شده است, که عذاب خدا از بالا و پایین اورا احاطه می‌کند ....
در روایتی دیگر: خاک شهر شما بد بو ترین خاک هاست, از همه جا به آب نزدیک تر و از آسمان دورتر,و نه دهم شر و فساد در شهر شما نهفته است.

خطبه ۱۴

قبل از آغاز جنگ جمل در نکوهش مردم بصره: سرزمین شما به آب نزدیک و از آسمان دور است عقل های شما سست و افکار شما سفیهانه است. پس شما نشانه ای برای تیر انداز و لقمه ای برای خورنده و صیدی برای صیاد می‌باشید.

خطبه ۱۶

اگر باطل پیروز شود جای شگفتی نیست, از دیرباز چنین بوده و اگر طرفداران حق اندکند, چه بسا روزی فراوان گردند و پیروز شوند, اما کمتر اتفاق می‌افتد که چیزی رفته بازگردد.

خطبه ۱۹

و من كلام له (علیه السلام) قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب، فمضى في بعض كلامه شي‏ء اعترضه الأشعث فيه، فقال: يا أميرالمؤمنين، هذه عليك لا لك، فخفض (علیه السلام) إليه بصره ثم قال: مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي، عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ، حَائِكٌ ابْنُ حَائِكٍ، مُنَافِقٌ ابْنُ كَافِرٍ؛ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ‏ أُخْرَى، فَمَا فَدَاكَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ، وَ إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ وَ سَاقَ إِلَيْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِيٌّ أَنْ يَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا يَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ.
اشعث بن قیس به یکی از مطالب علی ع اعتراض کرد و گفت: این سخن به زیان تو است نه به سود تو. امام نگاه خود را به او دوخت و فرمود: چه کسی تورا آگاهاند که چه چیزی به سود و یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان برتو باد ای بافنده (دروغ) پسر بافنده, منافق پسر کافر! سوگند به خدا! تو یک بار در زمان کفر و بار دیگر در حکومت اسلام, اسیر شدی, مال و خویشاوندی تو, هر دو بار نتوانست به فریادت رسد.

  • خطبه ۱۹ نهج البلاغه

خطبه ۲۲

... شگفتا! از من خواستند به میدان نبر آیم و برابر نیزه های آنان قرار گیرم و ضربت های شمشیر آنها را تحمل کنم! گریه کنندگان بر آنها بگریند! تا کنون کسی مرا از جنگ نترسانده, و از ضربت شمشیر نهراسانده است; من به پروردگار خویش یقین داشته و در دین خود شک و تردیدی ندارم.

خطبه ۷۱

نکوهش اهل عراق: .... می‌گویید علی دروغ می‌گوید! خدا شما را بکشد, بر چه کسی دروغ روا داشته ام؟ آیا به خدا دروغ روا داشتم؟ در حالی که من نخستین کسی هستم که به خدا ایمان آوردم. یا بر پیامبرش؟ در حالی که من اول کسی بودم که او را تصدیق کردم! نه,به خدا هرگز! آنچه گفتم واقعی است که شما از دانستن آن دورید, و شایستگی درک آن را ندارید, مادرتان در سوگ شما زاری کند! پیمانه علم را به شما به رایگان بخشیدم, اگر ظرفیت داشته باشید...

خطبه ۸۴

شگفتا از عمروعاص پسر نابغه! میان مردم شام گفت: من اهل شوخی و خوش گذرانی بوده و عمر بیهوده می‌گذرانم.... بزرگترین نیرنگ او این است که عورت خویش آشکار کرده و فرار کند.

خطبه ۹۲

اگر دعوت شمارا بپذیرم, بر اساس آنچه که می‌دانم با شما رفتار می‌کنم و به گفتار این و آن, و سرزنش سرزنش کنندگان, گوش فرا نمی‌دهم. اگر مرا رها کنید چون یکی از شما هستم که شاید شنواتر, و ممطیع تر از شما نسبت به رییس حکومت باشم, در حالی که من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است که امیر و رهبر شما گردم.

خطبه ١٨٤

و من کلام له ـ علیه‌السلام ـ قاله للبرج بن مسهر الطائی و قد قال له بحیث یسمعه لا حکم إلا للّه، و کان من الخوارج اسْکُتْ قَبَحَکَ اللَّهُ یَا أَثْرَمُ فَوَاللَّهِ لَقَدْ ظَهَرَ الْحَقُّ فَکُنْتَ فِیهِ ضَئِیلًا شَخْصُکَ خَفِیّاً صَوْتُکَ حَتَّی إِذَا نَعَرَ الْبَاطِلُ نَجَمْتَ نُجُومَ قَرْنِ الْمَاعِزِ

شخصی به نام برج بن مسهر طائی در مکانی که آوازش به گوش علی می‌رسید، ایستاده و شعار معروف خوارج (لا حکم إلا لله) را فریاد زد. علی با شنیدن این سخن، رو به او کرده و فرمود: ای بی‌دندان، خدایت زشت گرداند! ساکت شو! به پروردگار سوگند، هنگامی که حقیقت آشکار بوده و شک و شبهه‌ای در او راه نداشت، نه اثری از تو مشاهده شده و نه بانگی از تو به گوش می‌رسید. اکنون که باطل در مقابل حق به ستیز آمده، تو چون شاخ بزی که به سرعت رشد می‌کند، تلاش در مطرح کردن خویش داری!

نامه ۴۱

دشمنت بى پدر باد، گويا ميراث پدر و مادرت را به خانه مى برى. سبحان اللّه آيا به معاد ايمان ندارى و از حسابرسى دقيق قيامت نمى ترسى؟
اى كسى كه در نزد ما از خردمندان بشمار مى آمدى چگونه نوشيدن و خوردن را بر خود گوارا كردى در حالى كه مى دانى حرام مى خورى و حرام مى نوشى؟
چگونه با اموال يتيمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، كنيزان مى خرى و با زنان ازدواج مى كنى كه خدا اين اموال را به آنان وا گذاشته، و اين شهرها را به دست ايشان امن فرموده است.
برخورد قاطع با خيانتكار: پس از خدا بترس، و اموال آنان را باز گردان، و اگر چنين نكنى و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست يابم، تو را كيفر خواهم كرد، كه نزد خدا عذر خواه من باشد، و با شمشيرى تو را مى زنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد. سوگند به خدا اگر حسن و حسين چنان مى كردند كه تو انجام دادى، از من روى خوش نمى ديدند و به آرزو نمى رسيدند تا آن كه حق را از آنان باز پس ستانم، و باطلى را كه به دستم پديد آمده نابود سازم.

خلاصه

  • خطبه ۳ => درباره عثمان
  • خطبه ۴ => حیله گری مردم
  • خطبه ۱۳ => سقوط جامعه و عایشه
  • خطبه ۱۴ => نکوهش مردم بصره
  • خطبه ۱۶ => پیروزی باطل بر حق
  • خطبه ۱۹ => پاسخ تند به نظر اشعث بن قیس
  • خطبه ۲۲ => پاسخ به دعوت شدن به نبرد
  • خطبه ۷۱ => نکوهش اهل عراق و پاسخ به تهمت دروغگویی
  • خطبه ۸۴ => درباره عمروعاص
  • خطبه ۹۲ => پاسخ به پیروان خود برای خلافت
  • نامه ۴۱ => نامه به کارگزار حکومت
comments