آیا مالکیت تام وجود دارد؟
تملک شیء, یک قرارداد اجتماعی است که به معنی داشتن حق کامل بر دارایی, نه از نظر ادیان ابراهیمی, نه از نظر فلسفی, و نه قانون هیچ کشوری مورد پذیرش نیست.
سوال
دارایی چیست؟
دارایی, یک امانت در دست انسان است که در طول حیات, از آن استفاده میشود, و انسان مطلقا حق سوء استفاده از این امانت که میتواند زمین, منابع طبیعی, و دیگر موارد باشد را ندارد.
آیا نمیتوان غیر از موارد موثر بر اجتماع قائل به مالکیت تام بود؟
در پاسخ باید گفت: تمام اعمال انسان, بدون استثناء اثرات جمعی دارند؛ چه احتکار کردن, چه تولید گاز های گلخانهای از اموال شخصی, و چه هدر دادن منابع غذایی زمینی, و چه خرید و مصرف محرک ها و مسکن های اعتیاد آور برای مصرف شخصی ... پس اساسا, مالکیت تام ببه هییچ شکلی نمیتواند پذیرفته شود, و یک باور غیر اخلاقی و مضر است.
مثال
احتکار
فرد ممکن است بگوید: من حق کامل بر دارایی های خود دارم, و لذا کسی نمیتواند به من بگوید چرا اموال خود را نمیفروشم؛ این درحالی است که احتکار کردن, به انگلیسی hoarding مطابق قانون بسیاری از کشور ها, جرم محسوب میشود, و تقریبا میان تمام افراد جامعه, یک عمل غیر اخلاقی محسوب میشود.
تولید گازهای گلخانهای
صاحب یک کارخانه میتواند بگوید: من صاحب زغال سنگ و گازوئیل خریده شده هستم, و احتراق آن به کسی مربوط نیست؛ این درحالی است که در بیشتر کشور های توسعه یافته, سوزاندن زغال سنگ و گازوئیل, و تولید گاز های گلخانهای محدودیت قانونی دارد؛ همچنین, تولید گاز گلخانهای و تولید گاز های سمی برای منافع فردی تقریبا میان تمام افراد جامعه, یک عمل غیر اخلاقی محسوب میشود.
بیاهمیتی به جان مردم
فرض کنید شما در یک جامعه فقیر, فرزند یک مرد بسیار غنی, و صاحب چندین کارخانه صنعتی هستید, و این درحالی است که کودکانی از سطح پایین جامعه آنچنان در فقر هستند که با نون خشک ایام خود رامیگذرانند.
آیا شما هیچ مسئولیتی در قبال افراد فقیر در این جامعه ندارید؟ در چنین جامعهای, نه شما نقشی در ثروت خود داشتهاید, نه فرزند فقیر نشی در فقر خود داشته, و شما مالک ثروتی هستید که میتواند با کمک به دیگران فقر را از جامعه از بین ببرد؛ در چنین حالتی, شما قطعا در قبال افراد گرسنه مسئولید.
متاسفانه, این وضعیت بسیاری از جوامع بشری است؛ در یک جامعه فقر زده, افرادی فرزندان فقراء هستند, و برای حیات خود تقلا میکنند, و در همان جامعه, عدهای دیگر فرزندان اغنیاء هستند, و نه تنها درکی از فقر ندارند, بجای کمک به دیگر انسان ها, مشغول نگهداری از سگان مورد علاقه و خوشگذرانی خود هستند؛ چنین نابرابریای, قطعا مورد پذیرش نیست زیرا آن منابع, حق تمام مردم جامعه بوده نه فرزند یک غنی که هیچ نقشی در کسب آن ثروت نیز نداشته.
جنگل زدائی
فرض کنید فردی مالک حقوقی هزاران هکتار زمین از جنگ ها است؛ آیا قطع تمام درختان و فروش آن, و ساخت کارخانه های صنعتی بدون دخالت نیروی کار انسانی در آن یک عمل اخلاقی و قانونی محصوب میشود؟ پاسخ واضح است که نه قانون, و نه اخلاق باید اجازه دهد که امانت زمین که بستر زندگی تمام موجودات است, بخاطر یک مالکیت حقوقی از بین برود, و بار دیگر باید تاکید کرد انسان ها امانت دار زمین هستند, و نه مالک آن.
مواد اعتیاد آور
فرد معتاد عقیده دارد این زندگی او است, و باید آزاد باشد که هروئین یا هر ماده مخدر دیگری که خریداری کرده و صاحب آن است را مصرف کند, در صورتی که میتوان گفت در تمام دنیا نگهداری و مصرف مواد مخدر پیامد های قانونی دارد.
تولید شخصی مواد مخدر
در برخی مناطق فرد میگوید: من صاحب علم و زیرساخت هستم, و برای خود انواع مواد مخدر را تولید میکنم, و آن را به هرکسی که به اراده و خواست خود بخواهد میفروشم؛ به کسی مربوط نیست که هرکدام از ما چه تصمیمی میگیرید.