آیا خدا وجود دارد
خُداوَند یک «موجودِ» «بسیطِ» «مجردِ» «وَاجِبُ الوُجُود» و «علَّت اوَّل»، «قائِم به ذَاتِ»، «اَبَدِی» و «اَزَلِّی»، با صِفَاتِ «ذَاتی» و «فِعلیِ مُمکِن الوُجُود» و «قائِم به خُود» است.
God is an eternal noncontingent independent necessary existing being with action an nature attributes, and the first cause.
از آنجا که از بارزترین صفات خداوند, برای مخلوق, خالق بودن آن است, و از آنجا که همیشه, از خالق, در مخلوق, اثراتی وجود دارد, برای برسی وجود خداوند نیز, باید در مخلوقات خداوند تَفَکُّر کرد.
إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ (3) الجاثية
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ (190) آل عمران
وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ (105) يوسف
وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِکَةُ أَوْ نَري رَبَّنا لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا في أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبيراً (21) الفرقان
کساني که به ديدار ما اميد ندارند، گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل ، نمي شوند؟ يا ، چرا پروردگار خود را نمي بينيم؟ به راستي که خود را بزرگ شمردند و طغيان کردند ، طغياني بزرگ (۲۱) فرقان
برهان خلقت
ما میدانیم ماده ≠ انرژی.
- ماده: هر آنچه است که فضا را خم و اشغال میکند.
- انرژی: توانایی انجام کار است که فضا را خم یا اشغال نمیکند.
در معادله همارزی جرم و انرژی میدانیم برای هر میزان مشخص از ماده, انرژی خواهیم داشت.
دو مجهول در همارزی جرم و انرژی داریم.
- وقتی بینهایت انرژی در مهبانگ موجب ایجاد ماده میشود, انرژی چه میشود, و چه چیزی موجب ایجاد ماده میشود؟
- وقتی جرم ماده موجود در یک nuclear reaction کاسته میشود, جرم چه میشود؟
به پدیده فوق, خلق میگوییم و به عامل مجهول تبدیل انرژی به ماده, خالق.
برهان آنتروپی
- طبق قانون اوَّل ترمودینامیک, در دستگاه ترمودینامیکی جهانِ ما, انرژی پایسته است.
- طبق قانون دوّم ترمودینامیک, در دستگاه ترمودینامیکی ما, آنتروپی همواره رو به افزایش است.
- جهان به سوی انبساط و سرد شدن, و نزدیک شدن به ۰ مطلق یا -273.15K است.
- چیزی موجِب نظم بسیار بالا, و آنتروپی بسیار پایین, و برهم خوردن توازن ۰ مطلق و افزایش دما شده.
البته در این برهان, ۱ مفروض وجود دارد و آن این است که جهان یک دستگاه باز است, و نه بسته, و این موجِب تداوم حرکت و ایجاد تحرُّک در جهانِ ما شده.
به دخالَت در دستگاه آنتروپی جهان ما, خلقت گفته میشود.
برهان علیت
هر موجودی, با اثراتش شناخته و کشف میشود, و هر اثر, معلولی از علَّت آن است؛ برهان علیَّت, بیان میدارد که هر معلولی دارای علَّتی است.
- مطابق اصل طرد شقّ ثالث, یک گزاره یا خودش صادق است و یا نقیض آن.
- هر معلولی علَّتی دارد.
- معلول میتواند علَّت نیز باشد.
- خود ما معلول در زنجیره علَّت ها و معلول ها هستیم.
- وجود معلول, به معنای متناهی بودن علَّت های پیش از خود است زیرا اگر نا متناهی بود, معلول وجود نداشت.
- «تفاضل زنجیره عِلّی-معلولی», و «معلول» ها برابر است با یک باقی مانده به نام علَّت العلل.
- Every effect has a cause.
- An effect, can be a cause, too.
- The existence of an effect shows the finity of the chain.
- Subtraction of effects from the chain of causality leaves an entity which is a first cause.
هر علَّتی که علَّت دیگر بر آن مقدم باشد, دیگر علَّت العِلَل و خالق نهایی نیست.
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (35) الطور
قادر ترین بودن
مَعلولِ یک علَّت، هِیچ گاه نمیتواند بزرگتر از عِلَّت خود باشد زیرا علَّت نمیتواند چیزی به معلول اضافه کند که در خود نیست.
معلول، هیچ گاه نمیتواند با علت اولیه نیز برابر باشد، زیرا علت اولیه، طبق برهان واجب الوجود، ازلی و همیشگی است، ولی معلول در ذات ممکن الوجود است، و ازلی نیست، و بنا بر این، برابری علت و معلول خود یک تناقض است.
بنابر این، خداوند یک موجود اعلی مرتبه از همه دیگر موجودات به انگلیسی ultimate میباشد.
نقد
با برهان علیَّت, نه میتوان تک خدایی, و نه چند خدایی را موجّه کرد زیرا نمیتوان دانست که ما حاصل چند زنجیره علّی-معلولی هستیم؛ هرچند این برهان به یک مادّی گراییِ مطلق نزدیک تر است.
برهان امکان و وجوب
طبقِ اصلِ «عدم تعارض ارسطویی», «هستی» نمیتواند «نیستی» باشد, و «نیستی» نمیتواند «هستی» باشد زیرا «ذات» چیزی نمیتواند «نقیض» خود باشد, و همچنین چیزی نمیتواند از و به سبب «هیچِ مُطلَق» ایجاد شَوَد.
بنا بر این, هر موجودِ «ممکن الوجود» به انگلیسی contingent نیازمندِ یک سببِ «واجب الوجود» به انگلیسی necessary being است.
ساختار سوال ها و استدلال
- الف) آیا «نیستی» میتواند «هستی» باشد, و «هستی» «نیستی»؟ خیر.
- ب) آیا چیزی از «هیچِ مطلق» بدون سبب ایجاد میشود؟ خیر.
- پ) آیا ممکن الوجود دلالت بر واجب الوجود دارد؟ بله.
- ت) آیا موجودات پیرامون ازلی و ابدی هستند؟ خیر.
- ج) واجب الوجود یا ازلی و ابدی کیست؟
همه ممکن الوجود ها, نشانهای از واجب الوجود هستند زیرا منشاء هیچ ندارند.
واجِبُ الوجود اَزَلّی و ابدی است زیرا با نبود آن، در هر زمانی، دیگر نبودنش مَحال نیست.
برهان درجات کمال
برهان درجات کمال, به انگلیسی argument from degrees, ابتدا توسط ارسطو مطرح شد؛ این برهان بیان میدارد: در میان موجودات, صفات مختلفی مشاهده میشود که در بین آن ها مراتب تفضیلی دارد, و در برخی از دیگر موجود کامل تر هستند; حال اگر بپذیریم این صفات از یک منشاء اشتقاق یافته اند, بدون شک مصدر صفات, کمال و افضل این صفات را خواهد داشت.
برهان حرکت
برهان حرکت به انگلیسی motion argument, شکلی از برهان علیَّت است که بیان میدارد هر محرَّکی نیازمند یک محرِّک است, و تفاضل مجموع محرَّک و محرِّک ها با مجموعه محرِّک ها, یک عضو به نام محرِّک اول است.
C = {x}
M = {x+1}
M-C={1}
برهان فطرت
برخی میگویند بیشتر خدا باوران هیچ اطلاعی از براهین اثبات وجود خدا ندارند, ولی وجود خدا را میپذیرند؛ این سخن را, معمولا به عنوان طعن بیان میکنند, درحالی که همین مسئله, نشان دهنده برهانی به نام برهان فطرت است!
طبق برهان فطرت, بیان میداریم که تمایل به وجود خدا و ادیان, حتما یک تمایل و علت درونی و سازگار با محیط داشته که بیشتر جوامع را در آمیخته با دین میبینیم.
سوالی که مطرح میشود این است.
آیا یک کودک میفهمد که خدا وجود دارد؟
- خیر: پس عاملی خارجی خدا را تعریف کرده.
- بله: پس باور به خدا یک باورِ فطری در انسان است.
برهان نظم
نظم, کاهش آنتروپی در یک سیستم بسته است.
- فشرده شدن رشته دی ان ای
- تا خوردن پروتئین
نمونه هایی از نظم در جهان هستی هستند.
- منظور از نظم, کاهش آنتروپی, در یک سیستم, بدون بیرون کردن آنتروپی از سیستم است.
- در هر سیستم ایزوله, آنتروپی رو به افزایش است.
- کاهش آنتروپی, یا ایجاد نظم, مستلزم یک ناظم تغیر روند آنتروپی است.
آنتروپی, در پروسه های زیر رو به کاهش است.
- فشرده سازی دنا
- تا خوردن پروتئین
- رونویسی
- و ...
وَجَعَلْنَا ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ ءَايَتَيْنِ فَمَحَوْنَآ ءَايَةَ ٱلَّيْلِ وَجَعَلْنَآ ءَايَةَ ٱلنَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ ٱلسِّنِينَ وَٱلْحِسَابَ وَكُلَّ شَىْءٍ فَصَّلْنَٰهُ تَفْصِيلً (12) الإسراء
Living systems increase the entropy of their surroundings, as predicted by thermodynamic law. You may wonder, then, how cells create order ordered structures from less organized starting materials. For example, simpler molecules are ordered into the more complex structure of an amino acid, and amino acids are ordered into polypeptide chains. At the organismal level as well, complex and beautifully ordered structures result from biological processes that use simpler starting materials. How can this happen, if entropy must constantly increase?
- Campbell Biology - Biological Order and Disorder - Chapter 8 - Page 146
اقوال
the universe as we know it would cease to exist. Science now faces the question of why the universe appears to have been “fine-tuned” to allow the appearance of complex life, a question that has some potentially uncomfortable answers.
برهان پاسکال
A ⊃ B / ∴ A ⊃ (A • B)
برهان پاسکال به سادگی میگوید
- اگر شما معتقد به وجود خدا باشید, و او وجود داشته باشد, پاداش بیکران خواهید برد.
- اگر شما معتقد به وجود خدا باشید, و او وجود نداشته باشد, هیچ ضرری نخواهید کرد.
- اگر شما معتقد به وجود خدا نباشید, و او وجود داشته باشد, تا ابد در جهنم عذاب خواهید شد.
- اگر شما معتقد به وجود خدا نباشید, و او وجود نداشته باشد, هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
نتیجه این حالت ها این است که احتمال ضرر کردن در نتیجه پذیرفتن خداوند کمتر است, و حتی اگر این موضوع یک قمار به حساب بیاید بهتر است به وجود خداوند معتقد باشیم.
تجربه نزدیک به مرگ
آیا دلیل خدا نا باوری کمبود نشانه است
امروزه شاید با قاطعیت بتوان گفت: خیر. قرآن بطور پیوسته بیان کرده که خداوند به اندازه کافی نشانه برای مردم فرستاده است از جمله خود قرآن که نعمتی برای بشر بوده.
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا (3) الإنسان
ما راه را به آنها نشان دادیم, یا شکر گذار آن هستند و با آن هدایت میشوند و یا کفر خواهند کرد.
بعضی به دلایل فراوان هنوز هم نمیخواهند وجود خداوند را باور کنند.
این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازارها راه می رود؟ چرا فرشته ای به سوی او نازل نشده که همراه او بیم دهنده باشد؟ (۷) یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی شود؟ یا باغی برای او نمی باشد که از [میوه های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی کنید!! (۸)
و در جواب خداوند میفرماید: و ما پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان هم غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند، و ما برخی از شما را [وسیله] آزمایش برخی دیگر قرار دادیم [توانگر را به تهیدست وتهیدست را به توانگر، بیمار را به تندرست و تندرست را به بیمار، پیامبر را به امت و امت را به پیامبر]. آیا [نسبت به اجرای احکام الهی و تکالیف و مسؤولیت ها] شکیبایی می ورزید؟ و پروردگارت همواره بیناست. (۲۰)
زمان نبوت پیامبر نیز دلایل مختلفی برای رد ایشان میآوردند
بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا (۱۱) فرقان
[همه این مطالب و خواسته های نامعقول بهانه است] بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده اند [و به این سبب نبوّت تو را باور نمی کنند] و ما برای آنان که قیامت را تکذیب کنند، آتشی سوزان آماده کرده ایم. (۱۱) فرقان
خداوند نیز میفرماید این دلایل بهانه هستند بلکه آنان منکر قیامت و روز معاد هستند.
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
پس هر کس به قدر ذرهای کار نیک کرده باشد (پاداش) آن را خواهد دید.
و هر کس به قدر ذرهای کار زشتی مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید.
آیا همه قابل هدایت شدن هستن؟
متاسفانه همه قابل هدایت شدن نیستند. حتی اگر دلایل بیپایانی به آنها رائه دهید.
خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ وَعَلَىٰ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (۷) البقرة
خداوند بر دلهاى آنان، و بر شنوايى ايشان مُهر زده, و بر ديدگانشان پردهاى است, و آنان را عذابى دردناك است. (۷) بقره
همانطور که مشاهده میکنید آیه بالا نشان دهنده این حقیقت است که راه بازگشت از بعضی سلب شده.
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (۳) شعراء
(ای رسول ما) تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمیآورند هلاک سازی! (۳) شعراء
پیامبر برای ایمان آوردن امت خود بسیار غصه خورد و زحمت کشید, و حتی جان خود را به خطر انداخت برای همین الله تبارک وتعالی در ادامه میفرماید:
وَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ (۴۱) یونس
اگر تو را تکذیب کنند, بگو: عمل من برای من است, وبرای شما است عمل شکم؛ شما بریء هستید از آنچه انجام میدهم, و من بریء هستم از آنچه انجام میدهید (۴۱) یونس
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (۶) کافرون
دین شما برای شما، و دین من برای من (۶) کافرون
حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم, از تلاش برای هدایت برخی دست میکشد, و دین آن ها را برای آن ها, و دین خود را برای خود میداند؛ پس میتوان فهمید که برای بعضی امیدی نیست چون حتی با ارائه دلایلی فراوان بعضی از سرکشان هدایت نخواهند شد؛ غرور, خود بزرگ بینی, تعصب, افکار سالخرده و کهن از جمله موانع هستن.
از علی رضی الله عنه نیز منقول است «هیچ آزمایشی دشوارتر از مهلت دادن به انسانها نمی باشد».
وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا (۱۱) إِنَّ لَدَيْنَا أَنْكَالًا وَجَحِيمًا (۱۲) وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا (۱۳) المزمل
و مرا با تكذيب كنندگان توانگر واگذار و اندكى مهلتشان ده (۱۱) در حقيقت پيش ما زنجيرها و دوزخ (۱۲) و غذايى گلوگير و عذابى پر درد است (۱۳) مزمل