پیامبر چگونه وفات کرد

علت وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم با قطعیت مشخص نیست, اما حدیث صحیح و مشهوری وجود دارد که یک زن یهودی, یک گوشت مسموم به رسول الله می‌دهد که رسول الله او را میبخشند.

احادیث

حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عُفَيْرٍ قَالَ: حَدَّثَنِي اللَّيْثُ قَالَ: حَدَّثَنِي عُقَيْلٌ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ: أَخْبَرَنِي سَعِيدُ بْنُ الْمُسَيِّبِ وَعُرْوَةُ بْنُ الزُّبَيْرِ في رجال من أهل العلم: أن عائشة ﵂ قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ يَقُولُ وَهُوَ صَحِيحٌ: (لَمْ يُقْبَضَ نَبِيٌّ قَطُّ حَتَّى يَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ، ثُمَّ يُخَيَّرُ). فَلَمَّا نَزَلَ بِهِ وَرَأْسُهُ عَلَى فَخِذِي غُشِيَ عَلَيْهِ سَاعَةً ثُمَّ أَفَاقَ، فَأَشْخَصَ بَصَرَهُ إِلَى السَّقْفِ، ثُمَّ قَالَ: (اللَّهُمَّ الرَّفِيقَ الْأَعْلَى). قُلْتُ إِذًا لَا يَخْتَارُنَا، وَعَلِمْتُ أَنَّهُ الْحَدِيثُ الَّذِي كَانَ يُحَدِّثُنَا وَهُوَ صَحِيحٌ، قَالَتْ: فَكَانَتْ تِلْكَ آخِرَ كَلِمَةٍ تَكَلَّمَ بِهَا: (اللَّهُمَّ الرَّفِيقَ الْأَعْلَى).

عائشه صدیقه می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی که سالم بود می‌گوید: «هیچ پیامبری نمی‌میرد تا جایگاه خود را ببیند از بهشت, و سپس انتخاب می‌شود» پس هنگامی که نازل شد بر او درحالی که سر او بر ران من بود, برای ۱ ساعت بر پای عائشه نا هشیار شد, و وقتی هشیار شد, چشمان خود را به سقف خیره کرد, وگفت: «اللهمَ, دوست بلند مرتبه!»؛ گفتم: «پس ما را انتخاب نمی‌کند» و فهمیدم که آن حدیثی بود که به ما تعریف می‌کرد, درحالی که سالم بود؛ گفت: و آن آخرین کلمه‌ای بود که به آن تکلم کرد؛ «اللَّهُمَّ الرَّفِيقَ الْأَعْلَى»

اللهم, از کلمه الله و میم به عنوان حرف نداء در انتهاء تشکیل شده, و برای نداء کاربرد دارد؛ در حدیث بالا, پیامبر با خطاب به الله تبارک وتعالی, رفیق اعلی یا اهل بهشت را انتخاب می‌کند.

مسمومیت توسط زن یهودی

هرچند رسول الله توسط این زن یهودی مسموم می‌شود, ولی سال ها پس از این واقعه زنده می‌ماند, و زندگی میکند.

حَدَّثَنَا يَحْيَي بْنُ حَبِيبٍ الْحَارِثِيُّ. حدثنا خالد بن الحارث. حدثنا شُعْبَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ أَنَسٍ؛ أَنَّ امْرَأَةً يَهُودِيَّةً أَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِشَاةٍ مَسْمُومَةٍ. فَأَكَلَ مِنْهَا. فَجِيءَ بِهَا إلى رسول الله ص. فَسَأَلَهَا عَنْ ذَلِكَ؟ فَقَالَتْ: أَرَدْتُ لِأَقْتُلَكَ. قَالَ" مَا كَانَ اللَّهُ لِيُسَلِّطَكِ عَلَى ذَاكِ" قَالَ أَوَ قَالَ "عَلَيَّ" قَالَ قَالُوا: أَلَا نَقْتُلُهَا؟ قَالَ "لَا" قَالَ: فَمَا زِلْتُ أَعْرِفُهَا فِي لَهَوَاتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ.

Anas reported that a Jewess came to Allah's Messenger (ﷺ) with poisoned mutton and he took of that what had been brought to him (Allah's Messenger). He called for her and asked her about that, whereupon she said: I had determined to kill you. Thereupon he said: Allah will never give you the power to do it. He (the narrator) said that they (the Companion's of the Holy Prophet) said: Should we not kill her? Thereupon he said: No. He (Anas) said: I felt (the affects of this poison) on the uvula of Allah's Messenger.

وحدثنا هَارُونُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ. حَدَّثَنَا رَوْحُ بْنُ عُبَادَةَ. حَدَّثَنَا شُعْبَةُ. سَمِعْتُ هِشَامَ بْنَ زَيْدٍ. سَمِعْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ يُحَدِّثُ؛ أَنَّ يَهُودِيَّةً جَعَلَتْ سَمًّا فِي لَحْمٍ. ثُمَّ أَتَتْ به رسول الله صلى الله عليه وسلم. بِنَحْوِ حَدِيثِ خَالِدٍ.

انس بن مالک می‌گوید که: یک زن یهودی سمی در گوشت قرار داد؛ سپس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد. مثل حدیث خالد.

comments