ارتداد در اسلام

ارتداد, به انگلیسی apostasy, به پدیده انکار محتوای یک دین, پس از پذیرش آگاهانه آن گفته می‌شود.

  • مرتدین زکات در زمان ابی بکر صدیق
  • آتش زدن مرتدین توسط علی
  • و ...

دلایل

مقابله با مرتد, حکمت های متعددی دارد که به بخشی از آن ها اشاره می‌شود.

حفظ ارزش ادعاء

شهادت دادن, و ادعاء صدق یا کذب یک مسئله, نیازمند برهان است, و چیزی نیست که برای استهزاء یا تجربه جدید داشتن انجام شود؛ برخی از کفار, بر استهزاء, نفوذ به جامعه مسلمین, و جاسوسی ادعاء به تصدیق اسلام می‌کنند؛ حکم مرتد موجب می‌شود این افراد قبل از شهادتین, با مطالعه و علم ادعاء بکنند, و متعهد به ادعاء و استدلال خود برای مسلمان بودن باشند.

منع سوء استفاده از شناخت از جامعه مسلمین

کسی که در گذشته ادعاء رسالت نبی و توحید داشته, و اکنون از ملت اسلام خارج شده, بیشتر از دیگر افراد از جامعه داخلی مسلمین مطلع است, و به عنوان کسی که اسلام را پس از شناخت و شهادت به صدق آن انکار می‌کند, از این اطلاعات, برای ضربه به مسلمین استفاده می‌کند.

آیات

خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَىٰ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (7) البقرة

استتابه

فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (5) التوبة

انواع

مرتد فطری

به آن مرتدی می‌گویند که خانواده او از بَدو تَولُّد, مسلمان بوده اند؛ این نوع ارتداد, قَطعا قابل قبول نیست, مگر از قبل, رسما به مانند مرتد ملی, اسلام آورده باشد زیرا بسیاری از مسلمان زادگان حتی اصول عقایدی اسلام را نیز نمی‌دانند.

این مرتد, مادامی که رسما ادعای اسلام و خواندن شهادتین نکند, با خروجش مرتد نیست.

مرتد ملی

به آن مرتدی می‌گویند که از قبل مسلمان نبوده, ولی بعدا مسلمان شده.

احادیث

حَدَّثَنَا أَبُو النُّعْمَانِ مُحَمَّدُ بْنُ الْفَضْلِ، حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ، عَنْ أَيُّوبَ، عَنْ عِكْرِمَةَ قَالَ: «أُتِيَ عَلِيٌّ ﵁ بِزَنَادِقَةٍ فَأَحْرَقَهُمْ، فَبَلَغَ ذَلِكَ ابْنَ عَبَّاسٍ فَقَالَ: لَوْ كُنْتُ أَنَا لَمْ أُحْرِقْهُمْ، لِنَهْيِ رَسُولِ اللهِ ﷺ: وَلَقَتَلْتُهُمْ، لِقَوْلِ رَسُولِ اللهِ ﷺ: مَنْ بَدَّلَ دِينَهُ فَاقْتُلُوهُ.»

حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ قُرَّةَ بْنِ خَالِدٍ، حَدَّثَنِي حُمَيْدُ بْنُ هِلَالٍ، حَدَّثَنَا أَبُو بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى قَالَ: «أَقْبَلْتُ إِلَى النَّبِيِّ ﷺ وَمَعِي رَجُلَانِ مِنَ الْأَشْعَرِيِّينَ، أَحَدُهُمَا عَنْ يَمِينِي وَالْآخَرُ عَنْ يَسَارِي، وَرَسُولُ اللهِ ﷺ يَسْتَاكُ، فَكِلَاهُمَا سَأَلَ، فَقَالَ: يَا أَبَا مُوسَى، أَوْ: يَا عَبْدَ اللهِ بْنَ قَيْسٍ. قَالَ: قُلْتُ: وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ مَا أَطْلَعَانِي عَلَى مَا فِي أَنْفُسِهِمَا، وَمَا شَعَرْتُ أَنَّهُمَا يَطْلُبَانِ الْعَمَلَ، فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى سِوَاكِهِ تَحْتَ شَفَتِهِ قَلَصَتْ، فَقَالَ: لَنْ، أَوْ: لَا نَسْتَعْمِلُ عَلَى عَمَلِنَا مَنْ أَرَادَهُ، وَلَكِنِ اذْهَبْ أَنْتَ يَا أَبَا مُوسَى، أَوْ يَا عَبْدَ اللهِ بْنَ قَيْسٍ، إِلَى الْيَمَنِ». ثُمَّ اتَّبَعَهُ مُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ، فَلَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ أَلْقَى لَهُ وِسَادَةً، قَالَ: انْزِلْ، وَإِذَا رَجُلٌ عِنْدَهُ مُوثَقٌ، قَالَ: مَا هَذَا؟ قَالَ: كَانَ يَهُودِيًّا فَأَسْلَمَ ثُمَّ تَهَوَّدَ، قَالَ: اجْلِسْ، قَالَ: لَا أَجْلِسُ حَتَّى يُقْتَلَ، قَضَاءُ اللهِ وَرَسُولِهِ، ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. فَأَمَرَ بِهِ فَقُتِلَ، ثُمَّ تَذَاكَرْنَا قِيَامَ اللَّيْلِ، فَقَالَ أَحَدُهُمَا: أَمَّا أَنَا فَأَقُومُ وَأَنَامُ، وَأَرْجُو فِي نَوْمَتِي مَا أَرْجُو فِي قَوْمَتِي.

comments