چگونه مبتدعین و مشرکین قبوری را به اسلام دعوت کنیم

در این مقاله, مجموعه‌ای از نکات مفید و مجرَّب در دعوت به توحید و اسلام بیان می‌شود تا مورد استفاده خوانندگان باشد.

بحثِ هدفمند

همیشه، پیش از اینکه اسناد، و احادیث خود را بدون هدف, و پشت سر هم ارسال کنید, ابتدا هدف خود را از بحث مشخص, و پاسخ های احتمالی را ارز یابی کنید, و در انتهاء, به بهترین شکل کلام حق را ارائه کنید.

سعی کنید سوالات شما طوری نباشد که سناریو قابل حدس باشد؛ طوری سوال طرح کنید که ابتدا او با آرامش پاسخگوی شما باشد.

هرچه سوژه بیشتر گفتگو کرده باشد، و بکند، اثر استدلال نهایی بیشتر خواهد بود.

بحث در اصول

عمده بحث با مخالفین را, سعید کنید در اصول و عقیده انجام دهید, ونه فروع.

  • دلیل اصلی دوزخی بودن بندگان, عقیده است, ونه خطا در اعمال و عبادات.
  • بحث های مجادله آمیز تحقیری, موجِب لجاجت و تدافعی شدن فرد در مقابل کلام حقّ می‌شود.

متزلزل بودن

متزلزل بودن دین و عقیده فرد را با استناد به کتب آن ها و تناقض ها و تعارض های موجود در آن به فرد نشان دهید تا متوجه ساختگی بودن آن, و دروغ بودن آن شود.

مبتدعین, سنت ها, بدعت ها و شعائر بدون اساس زیادی دارند که همه روزه درحال انجام آن ها مثل «اذان ساختگی», «روضه خوانی», «مدّاحی» و «مهر گذاشتن» هستند که نشان دادن آن ها می‌توان تلنگری بر فرد باشد.

ارتباط دادن با واقعیت

هر بحثی که مطرح میکنید، از جمله بحث های توحیدی، سعی کنید ریشه در جهان پیرامون داشته باشد؛ پس از بیان توحید و عقیده درست، مصادیقی از شرک از نوحه خوان ها و مراجع زمان را بفرستید.

قیاس با آله

سعی کنید بدعت های آنها را با اربابان آن ها قیاس کنید تا متوجه فاصله زیاد بین خودشان با آنها شوند؛ از آنجا که ائمه این قبوریان, خود هیچ گاه سفارش به استغاثه و تعبد آن ها را نکردند, و حتی اگر میکردند در زمان حیات عاجز بودن آن ها آشکار بود و نتیجه ای نداشت, میتوانید آنها را نیز به دین ائمه خودشان دعوت کنید که عاری از دین ساختگی آن ها است!

تقدس زدایی

سعی کنید در موازات بیان بحث های اصولی و توحیدی، جایگاه نازل شخصیت های بزرگ آنها را در کتبشان را نیز نشان دهید تا با واقعیت رو برو شوند؛ از آنجا که اساس این تفکررات, بجای الله, حول شخصیت های واهی می‌گردد، تحت فشار قرار گرفتن به واسطه این شخصیت ها، موجب هدایت به منهج فکری دیگر می‌شود.

خاطره

از آنجا که بنده بحث ها و مناظرات متعددی با فرقه های مبتدع شیعه اثنی عشری داشته‌ام, و هیچ گاه در بحث ها پس از نام «علی», رضی الله عنه یا القاب دیگر به کار نمی‌برم, برخی از برادران گاهی می‌پرسند: چه دلیلی دارد که نام «علی» را با ترضی و غیره خطاب نمی‌کنی؟

جایگاه مهاجرین و انصار, من جمله خود علی رضی الله عنه, در نزد اهل سنت بسیار بالا است, درست به مانند دیگر اصحاب, و طبعا, آنها, در ویژگی هایی چون غیرت, شجاعت, ایمان, خیر خواه بودن و ... زبان زد بودند, لکن باید دانست که هر شخصی با نام «علی», علی بن ابی طالب رضی الله عنه نیست.

علی‌ای که در نزد این فِرَق مطرح می‌شود, یک شَخصیَّت «بی‌غیرت», «بی‌حیا», «سنگ دل», و «ترسو» است؛ آنها می‌گویند که علی آنها صدای تمام افراد را می‌شنود, و توانایی انجام کار دارد که طبعاً دروغی بزرگ است, لکن, این علی, علی‌ای است که پیوسته صدای تمام کفاری که در رابطه با زن ایشان, در رابطه با پیامبر اسلام صحبت های رکیک می‌کنند می‌شنود, و به مانند یک مرد بی‌غیرت سکوت می‌کند؛ طبعا نیازی به طرح طعن های آنها در رابطه با این نام نیست زیرا بر کسی پنهان نیست اهانت های آنها.

طبعاً این کفر است که بگوییم خداوند از چنین مردِ «بی‌غیرت», «بزدل», و «بی‌حیا» و ... ای راضی شد, و به او بشارت به جنت داد.

comments