توسل چیست و چه انواعی دارد

توسل, به معنای «نزدیکی طلبیدن» است که با حرف جار «إلَى» برای مشخص کردن مخاطب تقرب, و «بِـ» برای بیان طریق تقرب بیان می‌شود, و مثل همه امور عبادی, امری توقیفی است.

  • التَوَسُّلُ إلَى اللَّهِ بِالصَلاةِ
  • التَوَسُّلُ إلَى اللَّهِ بِالصَومِ
  • التَوَسُّلُ إلَى اللَّهِ بِالزَكَاةِ
  • التَوَسُّلُ إلَى اللَّهِ بِالتَضحِيَةِ
  • التَوَسُّلُ إلَى اللَّهِ بِالدُعاءِ
  • التَوَسُّلُ إلَى اللَّهِ بِالجَهَادِ
  • وَ طُرُقٌ أُخرَى...

موارد فوق, مثال هایی از توسل صحیح هستند؛ اختراع توسل جدید, اختراع شرعِ جدید, به مانند اختراع یک دین جدید, و مصداق کفر است.

انواع

۳ شکل توسل جایز و شرعی در اسلام وجود دارد.

توسل به واسطه شریعت

توسل به واسطه شریعت و قوانین الهی, یعنی توسل به الله به واسطه اطاعت و پیروی از شریعت او, و اخلاص یا واسطه قرار دادن آنها که درواقع فلسفه کل دین همین است.

  • یا الله, به سبب نماز ها و روزه هایم, دعای مرا اجابت کن.

توسل به واسطه اسماء الله

توسل به واسطه اسماء الله: یعنی متوسل شدن به واسطه صفات الله یا اسماء الحسنی می‌باشد که جایز است. مثلا یا ارحم الراحمین, ای مهربان ترین مهربانان, یا غفار. مرا مورد آمرزش قرار بده.

توسل به واسطه دعاء مسلم زنده

یعنی توسل یا نزدیکی طلبیدن بالله با درخواست دعاء کردن از مسلمان حی و شنوا به الله تبارک وتعالی؛ در این توسل, برادر دینی شما از روی علاقه برای شما از خداوند طلب مغفرت و آمرزش می‌کند؛ همانطور که برای خود نیز طلب مغفرت می‌کند.

دقت شود که

  1. اولاً , شخص داعی ابداً تصمیم گیرنده استجابت دعاء نیست.
  2. ثانیاً, شخص داعی ابداً صاحب قدرت فوق الاسباب یا الهی و مافوق بشری نیست.

توسل های باطل

امور عبادی, از جمله توسل, همگی اموری توقیفی, یا به عبارت دیگر, به این معنا هستند که کسی حقّ اضافه کردن به آن ها یا حذف آن ها از کلام الله را ندارد, و به همان شکلی عبادت می‌شود که الله تبارک و تعالی به ما امر کرده, و روش های اختراع شده جدید عبادت مثل نماز ها یا روزه های جدید, یا توسل های جدید, همگی حرام و بدعت و ضلالت هستند, و انجام آن ها نیز جایز نیست.

توسل به حق و جاه فلانی

توسل به حق و جاه فلانی، نوعی بدعت و ضلالت است که انجام آن نیز اثم و حرام است؛ توسل به حق فلانی، نزد جمهور مکروه اعلام شده.

این توسل به گونه‌ای است که بگویید: خداوندا, به حق مقام و منزلت فلانی یا به حق مقام و منزلت انبیاء یا امامان یا به حق پدر و مادرم دعای مرا بپذیر؛ این نوع توسل شرک نیست، لکن از وسائط و اسباب و مقدمات شرک، و بدعت و ضلالتی در دین شخص است.

آیات

ابتغاء وسیله

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (35) المائدة

باید متذکر شد که وسیله عبارتی برای اشیاء بی‌جان است, و نمی‌تواند یک انسان باشد, و ابتغاء وسیله, به مانند روزه گرفتن و نماز خواهد بود.

درخواست استغفار

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (۶۴) النساء

ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.

  1. اولاً, آیه فوق عمل مشرکینی است که ظلم می‌کردند, و سپس نزد انبیاء می‌امدند تا برایشان طلب استغفار کند.
  2. ثانیا, شخص مخاطب, اموات نیستند, بلکه یک نبیء حیّ است.
  3. ثالثاً, از نبیء طلب حاجت نشده, بله درخواست استغفار کردن برای آن ها شده.

روایات

وسائِل توسل

إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى الْإِيمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ وَكَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ وَإِقَامُ الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ وَإِيتَاءُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ وَحَجُّ الْبَيْتِ وَاعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَيَرْحَضَانِ الذَّنْبَ وَصِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ وَمَنْسَأَةٌ فِي الْأَجَلِ وَصَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ وَصَدَقَةُ الْعَلَانِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ وَصَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَانِ أَفِيضُوا فِي ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الذِّكْرِ وَارْغَبُوا فِيمَا وَعَدَ الْمُتَّقِينَ فَإِنَّ وَعْدَهُ أَصْدَقُ الْوَعْدِ وَاقْتَدُوا بِهَدْيِ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ الْهَدْيِ وَاسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا أَهْدَى السُّنَنِ.

همانا افضل آنچه که توسُّل کنند به آن توسل کنندگان برای الله سبحان وتعالی, ایمان به رسول او, وجهاد در راه او است همانا ...

لفظِ «إِنَّ» در روایت فوق که از حروف متشبه بالفعل و ادات حصر است, نشان دهنده این است که روش های توسل فوق, محصور هستند و همان هائی هستند که در فوق قید شده, ولا غیر.

همانطور که مشاهده می‌شود, ابداً توسل های اختراعی‌ای که امروزه می‌بینیم, نه در قرآن بیان شده, نه توسط رسول انجام شده, و نه توسط مهاجرین ترویج شده و انجام شده, و هرچه که از زمان رسول الله فاصله می‌گیریم, با روش های اختراعی جدیدی به نام شریعت و عبادت و ثواب مواجه می‌شویم که بدعت هایی در دین و حرام هستند.

وجود نداشتن واسطه

وَاعْلَمْ أَنَّ الَّذِی بِیدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالاَْرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِی الدُّعَاءِ، تَكَفَّلَ لَكَ بِالاِْجَابَةِ، وَأَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِیعْطِیكَ، وَتَسْتَرْحِمَهُ لِیرْحَمَكَ، وَلَمْ یجْعَلْ بَینَكَ وَبَینَهُ مَنْ یَحْجُبُكَ عَنْهُ، وَلَمْ یلْجِئْكَ إِلَی مَنْ یشْفَعُ لَكَ إِلَیهِ، وَلَمْ یمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ، وَلَمْ یعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ، وَلَمْ یعَیرْكَ بِالاِْنَابَةِ، وَلَمْ یفْضَحْكَ حَیثُ الْفَضِیحَةُ بِكَ أَوْلَی، وَلَمْ یشَدِّدْ عَلَیكَ فِی قَبُولِ الاِْنَابَةِ، وَلَمْ ینَاقِشْكَ بِالْجَرِیمَةِ, وَلَمْ یؤْیسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ، بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً، وَحَسَبَ سَیئَتَكَ وَاحِدَةً، وَحَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً، وَفَتَحَ لَكَ بَابَ الْمَتَابِ، وَبَابَ الاِسْتِعْتَابِ،

(فرزندم!) بدان آن کس که گنج‌های آسمان‌ها و زمین در دست اوست، به تو اجازه دعا و درخواست را داده و اجابتِ آن را تضمین نموده است، به تو امر کرده که از او بخواهی تا عطایت کند و از او درخواست رحمت کنی تا رحمتش را شامل حال تو گرداند. خداوند میان تو و خودش کسی را قرار نداده که در برابر او حجاب تو شود و تو را مجبور نساخته که به شفیعی پناه بری و خداوند در صورتی که مرتکب بدی شوی تو را از توبه مانع نشده (و درهای آن را به روی تو گشوده است).

  • نهج البلاغه - نامه ۳۰ - وصیت نامه علی به حسن
comments