عرضه به قرآن و سنت در کتب شیعه

در بخشی از مقبوله‌ عمر بن حنظله که در آن پاسخ صادق درباره‌ چگونگی تعامل با روایات متعارض انعکاس یافته، چنین آمده است:

روایات

وعنه عن أبيه، عن سعد بن عبد الله، عن يعقوب بن يزيد، عن محمد ابن أبي عمير، عن جميل بن دراج، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: الوقوف عند الشبهة خير من الاقتحام في الهلكة، إن على كل حق حقيقة وعلى كل صواب نورا فما وافق كتاب الله فخذوه، وما خالف كتاب الله فدعوه.

«یُنظَر فمَا وَافَقَ حکمه الکِتاب و السنّة و خَالف العامّة فیؤخذ به و یُتَرک ما خالف حکمه حکم الکتاب و السنّة و وافق العامة»

«نگریسته شود، هر حدیثی که حکم آن با قرآن و سنّت موافق باشد، به آن عمل شود و هر حدیثی که حکم آن مخالف کتاب و سُنَّت یا موافق عامّه باشد، ترک شود.»

«٦٢» محمد بن قولويه ، والحسين بن الحسن بن بندار معا ، عن سعد ، عن اليقطيني ، عن يونس بن عبدالرحمن أن بعض أصحابنا سأله وأنا حاضر فقال له: يا أبا محمد ما أشدك في الحديث وأكثر إنكارك لما يرويه أصحابنا فما الذي يحملك على رد الاحاديث؟ فقال: «لا تقبلوا علینا حدیثاً الا ما وافق الکتاب و السنّة او تجدون معه شاهداً من احادیثنا المتقدمة، فان المغیرة بن سعید لعنه الله دسّ فی کتب اصحاب ابی احادیث لم یحدث بها ابی فاتقوا الله و لا تقبلوا علینا ما خالف قول ربنا و سنّة نبیّنا»

ای ابا محمد, چقدر در حدیث سخت هستی؟ و بیشتر انکار کردن های تو مربوط است به آنچه که اصحاب ما نقل می‌کنند؛ پس چیست چیزی كه تو را قادر می‌کند به پاسخ به احادیث؟ پس گفت: «هیچ حدیثی را از ما نپذیرید؛ مگر آن‌که موافق قرآن و سنّت باشد یا برای آن از احادیث پیشین ما شاهدی بیابید، همانا مغیرة بن سعید ـ خدا او را لعنت کند ـ در کتاب‌های اصحاب پدرم احادیثی را که پدرم نگفته بود، جاگذاری می‌کرد؛ پس از خدا پروا کنید و هر آنچه که مخالف گفتار پروردگار ما و سنّت پیامبر ما است را از ما نپذیرید.»

عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن مُحمد بن خالد ، عن أبيه ، عن النضر بن سويد ، عن يحيى الحلبي ، عن أيوب بن الحر قال سمعت أبا عبد الله عليه‌السلام يقول كل شيء مردود إلى الكتاب والسنة وكل حديث لا يوافق كتاب الله فهو زخرف

از ابوعبدالله (صادق) روایت شده که فرمود همه چیز به کتاب (قرآن) و سنت ارجاع میشود و هر حدیثی با کتاب الله موافقت نداشت آن مزخرف و دروغ است.

الحدیث الثالث: صحیح

  • مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول نویسنده : العلامه المجلسی - جلد: 1 صفحه : 229

(33355) محمد بن الحسين الرضى في (نهج البلاغة) عن أمير المؤمنين عليه السلام في كتابه إلى مالك الأشتر قال: واردد إلى الله ورسوله ما يظلعك من الخطوب ويشتبه عليك من الأمور، فقد قال الله سبحانه لقوم أحب إرشادهم: «يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم فان تنازعتم في شئ فردوه إلى الله والرسول» فالراد إلى الله الاخذ بمحكم كتابه، والراد إلى الرسول الاخذ بسنته الجامعة غير المتفرقة.

نقد

عرضه به حدیث

روایات فوق از ائمه شیعه اثنی عشری, همگی تائکید بر عرضه به سنَّت دارند, لکن مسئله‌ای که مطرح می‌شود این است که در کتب این گروه هیچ حدیث متصل السندی از پیامبر وجود ندارد.

این نشان می‌دهد منظور آنها, عرضه به احادیث صحیح اهل سنَّت؛ فلذا ائمه شیعه اثنی عشری همگری اهل سنت بوده‌اند.

عرضه به قرآن

برخی از این فرقه می‌گویند ما تمام احادیث خود را به قرآن عرضه می‌کنیم, و می‌دانیم در نزد اینان قرآن دارای ظاهر و باطن است؛ واضح است که عرضه احادیث به ظاهر قرآن است نه باطن است, و اگر عرضه به باطن آن باشد, پس دیگر نیازی به تفاسیر امامان خودشان نیست

  • عرضه به باطن: اگر فرد می‌تواند حدیث را به باطن قرآن عرضه کند, پس دیگر نیازی به تبیین امام نیست.
  • عرضه به ظاهر: اگر عرضه به ظاهر باشد, هیچ گاه تببین درست آیات را نخواهند پیدا کرد, و احادیث ضعیف وارد تفکر آنها می‌شود.
comments